حسن حسن زاده آملى

329

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

مقالهء ديگر استاد علّامه شعرانى - قدّس سرّه - در اتحاد عاقل به معقول و به عقل فعال گروهى از حكماى پيشين گفتند : چون كسى معنائى را تعقّل كند با آن معنى متّحد مىشود . و نيز گفتند : چون چيزى را تعقّل كند با عقل فعّال يكى مىشود . و در « اشارات » گويد : مردى به نام فرفوريوس كتابى در عقل و معقولات نوشته است و در آن به اتّحاد معتقد گرديده و هو حشف كلّه يعنى خرماى بلايه است گنده و پوسيده ؛ و يكى از معاصرين وى بر وى ردّ نوشته و او جواب ردّ داده است به گفتارى سخيف‌تر . امّا صدر المتألّهين شيرازى - قدّس سرّه - و پيروان وى عقيده فرفوريوس را با تأويل پذيرفته‌اند . اتّحاد در نظر اهل حكمت احتمال دو معنى دارد يكى اتّحاد دو يا چند چيز به‌طوريكه ماهيّت آن چند چيز باقى باشد و نيز با هم يك ماهيّت شوند و اين‌گونه اتّحاد تعقّل شدنى نيست ، مثلا آب و هوا با هم متّحد شوند و يك ماهيّت گردند در عين اينكه آب‌آب باشد ، هواهوا باشد ، و اين محال است براى آنكه اگر ماهيّت ثالثى پيدا شود نه آب‌آب است ، و نه هواهوا است ، و همه در ماهيّت سيّم مستهلك شده‌اند و اگر ماهيّت ثالث پيدا نشود امّا آب بر هوا غالب شود و همه آب شوند باز هوا فاسد شده و آب گشته و اتّحاد حاصل نشده ، و اگر هوا بر آب غالب شود همچنين . احتمال دويّم در معنى اتّحاد آنست كه موجودى با موجود ديگر پيوند داده شود مانند پيوند شكوفه درختى به نهال درخت ديگر كه ميان آنها رابطه پديد آيد و بعضى احكام و آثار نهال در شكوفهء تازه پيوند زده جارى شود ، و اين نوع ربط شديد همچنانكه در مادّيّات تصور مىشود در مجرّدات نيز تصوّر مىشود . صدر المتألّهين سخن حكماى پيشين را كه قائل به اتّحاد عاقل و معقول بودند بر احتمال دويم منطبق دانسته نه بر احتمال اوّل ، و دليلى كه ابو على ابن سينا بر